به بهانه تولدم

بچه که بودم با خوندن مجله کیهان بچه ها ....تو قسمت نامه های شما رسید،

وقتی می دیدم بچه های 18 ساله نامه دادن پیش خودم می گفتم:

" اوه...هیجده ساله...چقدر بزرگ! "

18 ساله که شدم دیدم ای بابا انگار دیروز بود که هشت ساله بودم و 18 رو بزرگ

می دونستم....18 ساله که اصلا بزرگ نیست....اما 30 ساله حتما بزرگه

حالا رسیدم به مرز 30....یعنی دقیقش میشه 29 اما...

هنوز هم گذر زمان رو احساس نکردم...باز انگار همین دیروز بود که 8ساله بودم...

نه...

دیگه گول نمی خورم...

دیگه مطمئنم که اگه پیر هم بشم

فاصله 92 سالگی تا 29 سالگی کمتر از فاصله امروز به دیروزه

زمان بر روح ما نمی گذره و ما دائم حال رو درک می کنیم...

پس با دیدن یک پیرمرد یا پیرزن فکر نکنیم چه آدم پیر و فرسوده ایه....نه

او هم مثل ماست منتها روح جوانش بر یک جسم فرسوده سوار شده

ولی از درون همچون یک کودک پر از شور زندگی است