متولد ماه مهر

به بهانه تولدم

بچه که بودم با خوندن مجله کیهان بچه ها ....تو قسمت نامه های شما رسید،

وقتی می دیدم بچه های 18 ساله نامه دادن پیش خودم می گفتم:

" اوه...هیجده ساله...چقدر بزرگ! "

18 ساله که شدم دیدم ای بابا انگار دیروز بود که هشت ساله بودم و 18 رو بزرگ

می دونستم....18 ساله که اصلا بزرگ نیست....اما 30 ساله حتما بزرگه

حالا رسیدم به مرز 30....یعنی دقیقش میشه 29 اما...

هنوز هم گذر زمان رو احساس نکردم...باز انگار همین دیروز بود که 8ساله بودم...

نه...

دیگه گول نمی خورم...

دیگه مطمئنم که اگه پیر هم بشم

فاصله 92 سالگی تا 29 سالگی کمتر از فاصله امروز به دیروزه

زمان بر روح ما نمی گذره و ما دائم حال رو درک می کنیم...

پس با دیدن یک پیرمرد یا پیرزن فکر نکنیم چه آدم پیر و فرسوده ایه....نه

او هم مثل ماست منتها روح جوانش بر یک جسم فرسوده سوار شده

ولی از درون همچون یک کودک پر از شور زندگی است


/ 73 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
متولد ماه مهر

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک[هورا][هورا][قلب] تولدت رو تبریک میگم امیدوارم همیشه سالم و شاد باشی مرسی بهم سر زدی ممنون بابت تبریکت بازم بهم سر بزن در پناه حق فعلا[قلب][لبخند][گل]

سحاب

به روزم و منتظر تشریف فرمایی شما دوست عزیز[گل]

پگاه

اي بابا اولا سلام دوما به وسطاي ابان رسيديما نميخواين اپ كنين؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

الهام سادات

سلام. تولد 2تا از عزیزان من هم در ماه مهر است. ماه بسیار دوست داشتنی و دل نشینیه. از وبتون خوشم اومد. لینکتون کردم. شما هم اگه دوست داشتی منو بلینک.

هستی

سلام بدو بیا آپیدم با یه قالب سفارشی بدو بدووووووووووووووو منتظرما ___♥♥♥ __♥♥_♥♥ _♥♥___♥♥ _♥♥___♥♥_________♥♥♥♥ _♥♥___♥♥_______♥♥___♥♥♥♥ _♥♥__♥♥_______♥___♥♥___♥♥ __♥♥__♥______♥__♥♥__♥♥♥__♥♥ ___♥♥__♥____♥__♥♥_____♥♥__♥ ____♥♥_♥♥__♥♥_♥♥________♥♥ ____♥♥___♥♥__♥♥ ___♥___________♥ __♥_____________♥ _♥_____♥___♥____♥ _♥___///___@__\\__♥ _♥___\\\______///__♥ ___♥______W____♥ _____♥♥_____♥♥ _______♥♥♥♥♥

مژده

شما چرا اپ نمی کنی؟

بهاره ق

چقدر قشنگ نوشتی. تولدت مبارک! [گل] امید دارم همیشه شاد و سالم باشی.[لبخند] البته با تاخیر اهرچند به نظرم مهم تبریکه و زمانش مهم نیست! [لبخند]

فائزه

زندگی منشوری است در حرکت دوار منشوری که پرتو پر شکوه خلقت با رنگهای بدیع و دلفریبش آنرا دوست داشتنی خیال انگیز و پر شور ساخته است [گل]

حقیقت داستان و افسانه

داستان گل خنده های مادر راستش سختم بود اون یه دونه تخم رو با اون هیبت و منقار درازم جابه جا کنم. یه روز همینطور که داشتم خونه رو مرتب و چوب های اضافه رو جابه جا می کردم، اون از تخم در اومد! با پرهای صورتی فوق العاده زیبا! همون لحظه با اون صدای ظریف و ریز قشنگش به من گفت : مام! سَ ... لام! چشای قشنگ و مشکیش از همون روز اول دل منو برد! خنده از لبای من نمی افتاد، و من همینطور محو تماشای اون بودم. با اون دهن گنده ام یه ماچ محکم ازش گرفتم و کشیدمش تو آغوشم تا بیشتر گرم بشه. سختش بود با اون توک زبونیش با من حرف بزنه. کار من از همون دقیقه شروع شد! فقط توصیه بهش کردم تو لونه تکون نخوره تا من بیام! در عرض ... ماسح